واسه من گل نفرست دیگه دوست ندارم
نمی خوام گذشته ها رو باز به خاطر بیارم
می دونی میون ما هر چی بود گذشت و رفت
اون بهار آشنایی خیلی زود گذشت و رفت
دیگه از دوست دارم حرفی نزن
آخه عاشقی نیست میون تو و من
من و تو بنده این ما و منیم
اما عشق یعنی با هم یکی شدن
از دلم می پرسم آیا تو رو می بینم دوباره
می پیچه صدات تو گوشم که با خنده می گی آره
خنده های تو غریب و گریه های تو دروغ
تو چی بودی واسه من یک چراغ بی فروغ
دیگه از دوست دارم حرفی نزن
آخه عاشقی نیست میون تو ومن
من و تو بنده این ما و منیم
اما عشق یعنی با هم یکی شدن