تبليغاتX
زندگی زیباست اگر زیبا ببینی

زندگی زیباست اگر زیبا ببینی

زندگی زیباست ای زیبا پسند :: زیبه اندیشان به زیبایی رسند

قصه آ شنايي من و ...

Taranehha groupsTaranehha groupsTaranehha groups

قصه آ شنايي من و ...
 
من به خاطر دارم،
كه در آن روز پر از عشق و صفا
اولين بار سر راه نسيم ،
روبه روي كوچه 
تو مرا محو نگاهت كردي
و به خاطر دارم،
كه در آن وقت مه آلود قشنگ،
ناگهان زير پل عاطفه ها
قطره قطره باران،
روي دلهاي پر از مهر و صفامان باريد
من تمام ذهنم نفس و هوش ودلم
مولكو لهاي وجودم،
همه در چشم تو سوسو ميزد
و تو هم منتظر يك لبخند
و من اما انگارمحو و خاموش
فقط مات نگاهت بودم
و تو گفتي آهاي دختر خوب
اسمت چيست؟
و نگاهت كردم
پس تو لبخند زدي  و دوباره گفتي
آمدم بين گل شبوها،
كه ببينم نيست اينجا عشقي كه مرا تا لب عرفان ببرد
و تو لبخند مرا فهميدي،
بعد گفتي اي واي
باز هم يادم رفت
دست خود را به سويم آوردي
وتو فرياد زدي با صدايي زيبا
دختر عشق سلام
بعد آواي صدايت دل من را وا كرد م
من به سويت نگران رو كردم
سرد وبي روح جوابت داد سلام
بعد هم از نگهت بر گشتم
تا لب خانه خود من رفتم
و تو گفتي نامت
من جوابت دادم
دختر شبوها
و از آن روز دگر مادر پير زمان
نام زيباي تو را بر دل پر ز صفايم حك كرد
 
من به اون نقطه رسيدم كه اگه حتي نباشي هميشه
بودي و هستي
من به خاطر دارم روز اشنايمان را
دست به دستت دادم عهد و پيمان بستم
تنها تو باشي محبوب قلبم
تقديم به كسي كه مثل هيچكس نيست
اي آخرين اول من
׀ +׀ نویسنده: عیسی ׀ تاریخ: یکشنبه هفتم خرداد 1385 ׀ موضوع: ׀

براي ديدن تو

براي ديدن تو 

براي ديدن تو نقره ي ماهو چيدم
 تا آسمون هفتم به خاطرت دويدم
براي ديدن تو. آسمونو شكافتم
 ستاره چشيدم تا طعمشو شناختم
 برا ديدين تو خارا رو سجده كردم
 به جاي چشم ابرا سوختم و گريه كردم
براي ديدن تو پاييز شدم شكستم
 برف زمستون شدم رو بامتون نشستم
 براي ديدن تو از درياها گذشتم
 دور ضريح عكست شب تا سپيده گشتم
 براي ديدن تو شدم مث پنجره
 اشاره هات محاله از ياد چشمام بره
 براي ديدين تو سوار موجا شدم
 چون تو رو داشته باشم هميشه تنها شدم
 براي ديدن تو عمري مسافر شدن
 به اجترام اسمت رفتم و شاعر شدم
 براي ديدن تو خط كشيدم رو تقدير
 نگات مث يه صياد منو كشيد به زنجير
 براي ديدن تو سنگا رو شيدا كردم
 طلسما رو شكستم راها رو پيدا كردم

براي ديدن تو ، تو جنگلا گم شدم
 بازيچه ي نگاه ساكت مردم شدم
 براي ديدن تو خيلي چيزا شنيدم
 خيلي كارا رو كردم اما تو رو نديدم
 براي ديدن تو رفتم تو باغ شعرا
 سراغ فال حافظ ، دنبال شعر نيما
 براي ديدن تو چه دردايي كشيدم
 تبم رسيد به خورشيد ،‌ تموم شدم ، بريدم
 براي ديدن تو از خواب گل و پروندم
 چه شبها مثل مجنون تو دشت و صحرا موندم
 براي ديدن تو چه قصه ها كه داشتم
 سر و رو شونه ي رنج چه روزا كه گذاشتم
براي ديدن تو قامت غصه خم شد
 انگار كه قحطي اومد هر چي به جز تو كم شد
 براي ديدن تو نياز نبود بگردم
 تو هر جا با من بودي پس تو رو پيدا كردم
׀ +׀ نویسنده: عیسی ׀ تاریخ: یکشنبه هفتم خرداد 1385 ׀ موضوع: ׀

در باره من

چون گل به بزم عاشقان خندان بیا خندان برو.

خدایا به هر آنکه دوستش داری بچشان که عشق از زندگی کردن بهتر است.

بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.


منوی اصلی

· صفحه نخست
· پست الكترونيك
· آرشيو مطالب


آخرین نوشته ها

· سلام سلام سلام
· چرا فاصله؟
· مهربانم
· شب آمد دوباره
· چیزی نگو
· خیال انگیز
· دنیا
· .......................................؟
· به تو می آموزم:
· عاشق


لینکهای روزانه

· آی کی دو
· رنگ باران از مریم گل


لینکدونی

· فارس آی کی دو
· چکا چک
· قالب رایگان بلاگفا


امکانات



www.farsaikido.ir


ترجمه قالب

محمدرضا ابراهیمی


Powered By
BLOGFA.COM