به نام خدای مهربون
درد بی درمون(جای خالی ِ عکست)
تازه شده یک دقیقه تازه تو رفتی از پیشم ولی هنوز عطر نگات مونده رو چشم ِ خیس من ؛ هنوز صدات تو گوشمه داری باهام حرف می زنی می گم بهت بمون ، بازم می ری و تنهام می ذاری ، آره ، آره ، بازم می گم ترسی ندارم از کسی خدا خودش خوب می دونه برام تو تنها نفسی ؛ می گم هنوز توی دلم خدا باز آبروم نره ! مواظبم باش ، نکنه بباره چشمام دوباره ؛ خدا کمک این دفعه بچرخه خوب این زبونم می خوام بگم دوسش دارم توی چشاش نگاه کنم ؛ بازم می لرزه این تنم وقتی که وای میسّی باهام(جلوم) هر چی قرار بود که بگم بازم می خشکه رو لبام ؛ داره صدا داد می زنه کجایی تو!، بیا بیرون میپَّرم از خواب نگات هیچی نمونده جز جنون ؛ دردِ بی درومن ِ دیگه ... نیستی ، هَمَش دل می گیره جای خالی توعکسمُ هیچ گلی که نمی گیره ... |